جوک گلف: teeing تا Funnies مورد علاقه
آیا خنده با این مجموعه از داستان به سبک جوک گلف

هر گلف باز نیاز به یک خنده خوب حال حاضر و دوباره. ورزش ما یکی از سخت به استاد، که شاید توضیح دهد که چرا جوک گلف هستند چنین بخشی از بازی کمک می کند.
آماده به خنده، و سپس؟ ما برخی از جوک گلف مورد علاقه گلف بازان 'در این و صفحات زیر وارد کرده اید. آنهایی که شامل اینجا جوک طولانی تر، بیشتر از "داستان" نوع شوخی گلف هستند. ما همچنین یک مجموعه جداگانه از funnies کوتاه تر گلف، جناس، و یک آستر برای quips سریع را داشته باشد:
و ما یک مجموعه جداگانه از جوک ها در مورد (و در هزینه) ال تیگر خود:
در حال حاضر به جوک گلف ...
صدا از محل باشگاه وانجمن
این صبح روز شنبه آفتابی کمی قبل از ساعت 8 صبح بود، من در سوراخ برای اولین بار در اوکس از سنت جورج باشگاه گلف و آغاز من روال پیش شات، شد زمانی که یک صدا پر سر و صدا بیش از بلندگو محل باشگاه وانجمن آمد:
"آیا نجیب زاده در توپ را روی گوه زن پشت کردن به توپ را روی گوه مردان لطفا!"
من می توانم هر چشم در این دوره به من نگاه احساس می کنم. من هنوز هم در اعماق معمول من به ظاهر به وقفه غیر قابل نفوذ بود.
باز هم از اعلام: "آیا مرد در توپ را روی گوه زن مهربانی به بالا و به توپ را روی گوه مردان"
من به سادگی نادیده گرفته مرد و نگه داشته در تمرکز، که یک بار دیگر، صدای فریاد زد: "آیا مرد در توپ را روی گوه زن پشت کردن به توپ را روی گوه مردان است. مدیر؟!؟!"
من در نهایت متوقف شد، تبدیل به اطراف، دست من گود و فریاد زد تماس: "دوست حرکت تند و سریع با میکروفون به مدیر آرام نگه دارید و اجازه دهید من شات دوم من بازی"
به مراسم تشییع جنازه
چهار گلف بازان که به قمار باد تا در بازی گلف چهار نفری است. گلدان ایجاد در طول روز تا رسیدن به سبز 18، که در آن چارلی یک فرصت برای زدن توپ برای خمیر. اگر او زدن توپ 10 فوت او، او 200 $ برنده است.
خطوط چارلی تا زدن توپ خود را، اما فقط به عنوان او در مورد به موضع خود، مراسم تشییع جنازه آغاز می شود عبور در جاده که در کنار سوراخ 18 اجرا می شود.
چارلی قدم دور از توپ خود را، مجموعه های ور رفتن معمولا خود طول می کشد خاموش کلاه و مکان آن را بیش از قلب خود او، و منتظر مراسم تدفین را به طور کامل منتقل می کند. یکی تمام اتومبیل در مراسم تدفین گذشته است، چارلی میدارد تا ور رفتن معمولا خود را و شروع پوشش تا زدن توپ است.
"وای،" یکی از مخالفان خود می گوید. "این چیزی که لمس کردن است که من تاکنون دیده بود. شما زدن توپ makeable برای 200 $ کردم، هنوز شما را متوقف و پرداخت جهات خود را. شما واقعا چیزی است."
"خوب،" چارلی می گوید: "ما به مدت 25 سال ازدواج کرده بودند."
گرامی ابی
ابی عزیز،
من هرگز به شما نوشته شده است قبل از، اما من واقعا نیاز به مشاوره خود را. من برای برخی از زمان حال که همسر من شده است در من تقلب مشکوک. علائم معمول. تلفن زنگ میزند اما اگر پاسخ من، تماس گیرنده آویزان است. همسر من شده است بیرون رفتن با "دختران" بسیاری اخیرا چند وقتی که من نام خود را بپرسید او همیشه می گوید، "فقط برخی از دوستان از محل کار، شما آنها را نمی دانند."
من همیشه سعی کنید برای بیدار به نگاه کردن به آینده او در خانه بمانند، اما من معمولا به خواب رفتن. به هر حال، من این موضوع با همسرم نزدیک اند، هرگز. من فکر می کنم در عمق من فقط نمی خواهم به دانستن حقیقت، اما شب گذشته او دوباره رفت و من تصمیم به واقعا در او بررسی کنید. حوالی نیمه شب، من تصمیم گرفتم برای مخفی کردن در گاراژ پشت باشگاه های گلف من، بنابراین من می تواند یک نمایش خوب از کل خیابان را هنگامی که او به خانه از یک شب با "دختران" وارد شده است.
در آن لحظه بود، به زانو درآمده پشت باشگاه من، که من متوجه شدم که شفت گرافیت در رانندگی من به نظر می رسد حق کرک ترک مویی با سر باشگاه را دارند.
آیا این چیزی است که من می توانم خودم را تعمیر یا باید آن را به فروشگاه نرم افزار که در آن من آن را خریدم؟
امضاء شده،
بهت زده
توپ آب
گلف باز، در حال حاضر به سال های طلایی خود را، یک جاه طلبی مادام العمر به بازی حال سوراخ 17 در TPC Sawgrass دقیقا راه جوانب مثبت آن را انجام دهد.
جوانب مثبت درایو توپ از بیش از آب بر روی سبز کوچک است که در تف کوچک از زمین است. این چیزی است که گلف باز صدها بار بدون موفقیت سعی کرده بود. توپ خود را همیشه کوتاه افتاده بود، به آب است.
به این دلیل، او هرگز یک توپ جدید در این نقطه ضعف خاص استفاده می شود. او همیشه برداشت از یک که تا به حال برش و یا نیک، به عنوان بسیاری دیگر از "متوسط" گلف بازان به هنگام مذاکره سوراخ بسیار چالش برانگیز است.
او به تازگی به Sawgrass رفت دوباره سعی کنید. وقتی که او به سوراخ سرنوشت ساز آمد، او دویی دیدنی یک، توپ قطع قدیمی به طور معمول، و گفت نماز سکوت.
با این حال، قبل از او می تواند توپ ضربه، یک صدای قدرتمند از بالا به نظر می رسید پررونق از ابرها، گفت:
"صبر کن! به جای توپ که قدیمی با یک نام تجاری جدید است."
گلف باز پیروی، با برخی از سوء ظن کمی، با وجود این واقعیت است که این نیرو به نظر می رسید به دلالت است که او قرار بود به نهایت رسیدن به جاه طلبی خود را مادام العمر.
همانطور که او پا تا توپ را روی گوه یک بار دیگر، صدای پایین دوباره آمد:
"صبر کن. قدم به عقب نگاهی به نوسان عمل."
بنابراین او پشت پا و در حال حاضر در زمان یک نوسان عمل، خاصی است که این نیروی آسمانی بود به رویای خود را به حقیقت می پیوندند.
صدای رونق دوباره:
"نگاهی به نوسان عمل دیگر است."
وحی، او انجام داد. او انتظار متوقف و منتظر ...
سکوت طولانی به دنبال ...
سپس صدا دوباره:
"با استفاده از توپ قدیمی است."
سنگ سرد
جیمز و دوست خود را تام بازی می شد دور از گلف با همسران خود در اوایل یکشنبه. این چهار توپ بود فرمت توپ بهتر با کمی از پول نقد در خط.
جیمز در توپ را روی گوه 10 داشتن ایستاده قلاب قبلی سه خود عکس توپ را روی گوه و در کمال تعجب هیچ کس او قلاب درایو خود را دوباره. وقتی که او متوجه توپ خود را، آن را درست در مقابل یکی از ساختمان های greenskeepers بود. همسر او توصیه او را به ضربه شات از طریق یک شکاف باریک بین دو طرف از ساختمان و برخی از شاخه.
جیمز گفت: "من می توانید انجام دهید که،". "نگاه کن که چگونه باریک است که شکاف است!" اما همسر او مداوم در خواسته او را در بود، و او را متقاعد جیمز به تلاش شات مخاطره آمیز است.
بنابراین جیمز و جو در زمان یک نوسان بزرگ زده و توپ ... و توپ caromed کردن یک شاخه درخت، ricocheted کردن ساختمان و همسرش را در سر رسید، ضربه زدن سنگ او مرده سرد است.
یک هفته پس از مراسم تشییع جنازه، جیمز و یکی دیگر از دوستان، اشلی، داشتن یک دور شد. جیمز دویی دیدنی تا بر روی توپ در شماره 10 و شات دقیق او یک هفته قبل از برخورد کرده بود برخورد کرد.
او در همان نقطه ای پیدا شده است توپ خود را، و یک بار دیگر شریک زندگی خود را توصیه او را به از طریق شکاف رسید.
"به هیچ وجه" جیمز گفت. "من می توانید آن شلیک برخورد کند."
"چرا که نه؟" اشلی از او پرسید.
"خوب،" جیمز جواب داد: "می دانید چه اتفاقی زمان گذشته است."
"نه، من، گفت:" اشلی. "چی شد؟"
"خب، آخرین باری که من سعی کردم که شات،" جیمز گفت: "من یک دیو دو !"
ایرنا، جک و TIGER در برابر خدا
آرنولد پالمر ، جک نیکلاس و تایگر وودز در تاج و تخت از آسمان ایستاده است. خدا در آنها به نظر می رسد و می گوید: "قبل از اعطای شما یک جا در کنار من، من باید به شما آنچه شما آموخته اند، آنچه را که در اعتقاد دارند."
اول خدا به Arnie می پرسد: "چه فکر می کنید؟" ایرنا فکر می کند طولانی و سخت، به نظر می رسد خدا در چشم، و می گوید: "من در کار سخت باور دارند، و در ماندن درست به خانواده و دوستان. من اعتقاد دارم که در دادن. من خوش شانس بود، اما من همیشه سعی کردم به حق انجام شده توسط طرفداران من . "
خدا نمی تواند کمک کند اما به خوبی ضروری پالمر را ببینید، و او را ارائه می دهد یک صندلی برای چپ خود را. سپس خدا به نیکلاس تبدیل می شود و می گوید: "چه فکر می کنید؟"
جک می گوید: "به اعتقاد من شور و شوق، نظم و انضباط، شجاعت و افتخار اصول زندگی هستند. مانند آرنولد، من در کار سخت است. من هم که موفق شده اید، اما برد یا باخت، من همیشه سعی کردم به درست ورزشکار، هر دو خاموش و زمین های بازی. "
خدا تا حد زیادی توسط فصاحت بالا تن به تن جک نقل مکان کرد، و او را ارائه می دهد یک صندلی به حق خود.
در نهایت، خدا به وودز تبدیل می شود: "و شما، ببر، چه چیزی فکر می کنید؟"
ببر پاسخ: "من معتقدم شما را در صندلی من هستی."
دروغگو و فریبکار
لی و گری سر به زمین گلف برای سریع نه سوراخ. در توپ را روی گوه اول، لی تبدیل به گری و می گوید: "شما چه می گویند ما را به این زمان ارزش چیزی دانلود بازی برای 5 $؟" گری موافق است، و آنها شروع به دور خود.
این یک بازی بزرگ است، و این دو دوست مادام العمر رسیدن به شماره 9 جعبه سه راهی با گری پیش رو با یک سکته مغزی. پس از لی بازدید یک درایو بزرگ، سمت راست پایین وسط، گری اقدامات و بی درنگ قلاب یک توپ را به عمیق خشن و درختان.
"بیا،" گری می گوید لی، "به من کمک پیدا توپ من. من در این پچ درختان نگاه می کنید و به اطراف نگاه بیش از وجود دارد."
آنها نگاه و نگاه و نگاه کنید، اما بدون توپ را می توان یافت. پنج دقیقه محدودیت زمانی در جستجو برای توپ از دست رفته در مورد به اجرا است. گری ناامید می شود. او یک نگاه سریع می دهد بیش از لی برای دیدن اگر او است که به دنبال، و سپس به سرعت به جیب خود می رسد و قطره یک توپ جدید به خشن.
"یافت توپ من!" گری فریاد پیروزمندانه است.
لی به نظر می رسد دوست خود را با ناامیدی بزرگ است. "بعد از این همه سال ما دوستان بوده است،" لی می گوید: "شما می خواهم به من در گلف تقلب برای دوام پنج دلار؟"
"چه شما تقلب؟" گری می پرسد با خشم. "من توپ من نشسته حق در اینجا!"
لی اجازه می دهد تا یک آه سنگین. "و شما می خواهم به من دروغ بیش از حد؟ همه برای یک جمع کوچک از پول شما می خواهم به من تقلب و دروغ به من، برای چه؟ برای پنج دلار؟ من نمی توانم باور شما می خواهم خم شدن تا این حد پایین."
"خوب چه باعث می شود شما تا مطمئن شوید که من دروغ و تقلب را، به هر حال؟" گری می پرسد.
"از آنجا که،" لی پاسخ، "من در توپ خود را ایستاده برای پنج دقیقه گذشته!"
سریال هایی که با انجام دهم؟
چاک عضو محبوب در باشگاه گلف بود، اما او فقط به پایان رسید تا وحشتناک دور از گلف و در خلق و خوی را به بازدید از محل باشگاه وانجمن بعد از راه رفتن از سبز 18 بود. بنابراین او به رهبری مستقیم به پارکینگ و آغاز تغییر کفش خود را.
همانطور که او بود از بسته شدن در صندوق عقب ماشین خود، یک افسر پلیس او را خال خال. پلیس، استرن رو، به چاک راه می رفت و پرسید: "" آیا شما شروع کردن در سوراخ شانزدهم در حدود سی دقیقه پیش؟ "
"بله،" چاک جواب داد: "بله من. آیا چیزی اشتباه است، افسر؟"
"آیا شما اتفاق می افتد به قلاب شات توپ را روی گوه خود را؟" را به پلیس خواسته.
"بله، من،" پاسخ چاک.
"آیا توپ خود را به پرواز بیش از درختان خاموش و البته؟" را به پلیس خواسته.
"چرا، بله، آن را انجام داد، گفت:" چاک. "چرا از من میپرسی این سوالات؟"
افسر پلیس پاسخ داد به شیوه ای بسیار جدی و عبوس: "توپ خود را، آقا، به پرواز در آمد بر روی بزرگراه و سقوط طریق شیشه جلو اتومبیل رانندگی ماشین که راننده از کنترل خارج شد و تابیده به نرده، که در آن پنج اتومبیل های دیگر آن ضربه. سپس یک ماشین آتش نشانی، که مسابقه به یک آتش سوزی شد، شکست به انباشت! "
صدای پلیس، با حیرت رو به افزایش بود. "این ماشین آتش نشانی می تواند آن را به آتش را ندارد، و ساختمان به آتش کشیدند! همه که چون شما قلاب یک شات توپ را روی گوه!"
پلیس قرمز رو بود، و او مکث کرد تا نفسش جا آمد. "شما چه فکر میکنید شما باید در مورد تمام این کار؟" بالاخره پرسید که چاک.
چاک یک مرد حساس و یک شهروند شریف بود. او آن فکر برای بیش از یک دقیقه، و سپس پاسخ داد.
"خوب،" چاک گفت: "من فکر می کنم من سعی کنید باز کردن موضع من کمی."
